14:26
TED2013

Andrew McAfee: What will future jobs look like?

اندرو مک افی: شغل های آینده چگونه خواهند بود؟

Filmed:

اندرو مک افی اقتصاددان می‌گوید، احتمال زیاد روبات ها و کامپیوتر ها شغل‌های ما را خواهند گرفت -- یا حداقل شغل هایی که در حال حاضر وجود دارند را خواهند گرفت. در این سخنرانی آینده‌نگرانه، او شغل های آینده، و این که چگونه نسل تحصیل کرده‌ی جدید آن را کنترل خواهد کرد را بررسی خواهد کرد.

- Management theorist
Andrew McAfee studies how information technology affects businesses and society. Full bio

The writer George Eliot cautioned us that,
جرج الیوت نویسنده به ما هشدار داد،
00:12
among all forms of mistake,
که پیش بینی کردن از بزرگ ترین اشتباهاتی است که می توانیم مرتکب شویم.
00:15
prophesy is the most gratuitous.
که پیش بینی کردن از بزرگ ترین اشتباهاتی است که می توانیم مرتکب شویم.
00:17
The person that we would all acknowledge
این مرد، یوگی بارا، که همه ی ما باید قدران فعالیت های او در قرن بیستم باشیم،
00:19
as her 20th-century counterpart, Yogi Berra, agreed.
با نظر جرج الیوت موافق است.
00:21
He said, "It's tough to make predictions,
او می گوید: "پیشبینی کردن کار سختی است،
00:25
especially about the future."
مخصوصاً در مورد آینده."
00:27
I'm going to ignore their cautions
من می خواهم هشدار های آن ها را نادیده بگیرم،
00:30
and make one very specific forecast.
تا یک پیش بینی خیلی مهم انجام دهم.
00:32
In the world that we are creating very quickly,
در دنیایی که ما به سرعت آن را می‌سازیم،
00:34
we're going to see more and more things
اختراعات بیشتر و بیشتری را می‌بینیم،
00:36
that look like science fiction,
که دنیا را مانند داستان های علمی-تخیلی می‌کنند،
00:38
and fewer and fewer things that look like jobs.
و تعداد شغل های باقی مانده کمتر و کمتر می‌شوند.
00:40
Our cars are very quickly going to start driving themselves,
ماشین های ما کم کم دارند به سیستم راننده‌ی خودکار مجهز می‌شوند،
00:43
which means we're going to need fewer truck drivers.
که به این معناست که ما راننده کامیون های کمتر و کمتری نیاز داریم.
00:46
We're going to hook Siri up to Watson
ما به زودی راهنما های الکترونیکی خودکار را جایگزین راهنما های تلفنی می‌کنیم،
00:48
and use that to automate a lot of the work
و از آن برای انجام خودکار بسیاری از کارهایی استفاده می‌کنیم که
00:51
that's currently done by customer service reps
به طور متداول توسط راهنماهای خدمات مشتریان
00:53
and troubleshooters and diagnosers,
و عیب یاب ها صورت می‌گرفت،
00:55
and we're already taking R2D2,
و ما روبات هایی را طراحی کرده ایم،
00:58
painting him orange, and putting him to work
تا وسایل و قفسه ها را در انبار ها جا به جا کنند،
01:00
carrying shelves around warehouses,
تا وسایل و قفسه ها را در انبار ها جا به جا کنند،
01:04
which means we need a lot fewer people
و این ها بدان معنی هستند که افراد خیلی کمتری برای این کار ها مورد نیاز هستند.
01:06
to be walking up and down those aisles.
و این ها بدان معنی هستند که افراد خیلی کمتری برای این کار ها مورد نیاز هستند.
01:08
Now, for about 200 years,
از حدود ۲۰۰ سال پیش،
01:10
people have been saying exactly what I'm telling you --
مردم همیشه دقیقاً چیزی را که امروز دارم به شما می گویم، را می‌گفتند --
01:14
the age of technological unemployment is at hand —
یعنی از زمانی که تکنولوژی جایگزین فعالیت های دستی شده است --
01:16
starting with the Luddites smashing looms in Britain
این حرکت در ۲۰۰ سال پیش از جنبش لودیسم با خرد کردن دستگاه های بافندگی در بریتانیا شروع شد،
01:19
just about two centuries ago,
این حرکت در ۲۰۰ سال پیش از جنبش لودیسم با خرد کردن دستگاه های بافندگی در بریتانیا شروع شد،
01:22
and they have been wrong.
ولی آن ها اشتباه می کردند.
01:23
Our economies in the developed world have coasted along
اقتصاد ما در دنیای پیشرفته به سمتی می رود
01:25
on something pretty close to full employment.
که وابستگی کمتری به انسان ها پیدا می کند.
01:28
Which brings up a critical question:
در این وضعیت یک سؤال خیلی حیاتی مطرح می شود:
01:30
Why is this time different, if it really is?
چرا وضعیت کنونی ما با گذشته متفاوت است؟
01:32
The reason it's different is that, just in the past few years,
دلیل متفاوت بودن آن این است که، در چند سال گذشته،
01:35
our machines have started demonstrating skills
ماشین های اختراع شده توسط انسان قابلیت هایی را از خود نشان داده اند،
01:38
they have never, ever had before:
که هرگز قبلا وجود نداشته‌اند:
01:40
understanding, speaking, hearing, seeing,
ادراک، حرف زدن، شنیدن، دیدن،
01:43
answering, writing, and they're still acquiring new skills.
واکنش نشان دادن، نوشتن، و همچنان به این قابلیت ها اضافه می‌شود.
01:46
For example, mobile humanoid robots
به طور مثال، روبات های انسان نمای متحرک
01:50
are still incredibly primitive,
هنوز خیلی مبتدی هستند،
01:53
but the research arm of the Defense Department
اما بخش تحقیقات وزارت دفاع
01:55
just launched a competition
رقابتی را در بین سازمان ها ایجاد کرده است،
01:57
to have them do things like this,
تا روبات هایی مثل این بسازند،
01:58
and if the track record is any guide,
و اگر به همین منوال پیش برود،
02:00
this competition is going to be successful.
این رقابت نتایج موفقیت آمیزی در پی خواهد داشت.
02:02
So when I look around, I think the day is not too far off at all
وقتی من اطرافم را نگاه می کنم، چنین روزی چندان هم دور نیست
02:05
when we're going to have androids
و به زودی سیستم های آندروید روی موبایل،
02:08
doing a lot of the work that we are doing right now.
بسیاری از کار هایی که در حال حاضر انجام می دهیم را برای ما انجام خواهند داد.
02:10
And we're creating a world where there is going to be
و ما داریم جهانی را می سازیم که در آن تکنولوژی های بیشتر و بیشتر و کار های کمتر و کمتری خواهد بود.
02:13
more and more technology and fewer and fewer jobs.
و ما داریم جهانی را می سازیم که در آن تکنولوژی های بیشتر و بیشتر و کار های کمتر و کمتری خواهد بود.
02:17
It's a world that Erik Brynjolfsson and I are calling
این جهانی است که اریک بریدجولفسون (پرفسور کامپیوتر) و من به آن می‌گوییم:
02:21
"the new machine age."
"عصر ماشینی جدید".
02:23
The thing to keep in mind is that
چیزی که مهم است بدانیم این است که،
02:24
this is absolutely great news.
این خبر بسیار خوبی است.
02:27
This is the best economic news on the planet these days.
امروزه این بهترین اتفاق اقتصادی ممکن برای ماست.
02:29
Not that there's a lot of competition, right?
تنها ایجاد رقابت بیش از حد خبر خوبی برای اقتصاد نیست. درسته؟
02:32
This is the best economic news we have these days
این بهترین خبر اقتصادی هست که در این چند وقت می‌شنویم،
02:36
for two main reasons.
به دو دلیل.
02:38
The first is, technological progress is what allows us
اولین دلیل، این که پیشرفت ما در تکنولوژی چیزی است که به ما اجازه می‌دهد
02:39
to continue this amazing recent run that we're on
مسابقه ی تکنولوژیکی را که شروع کرده ایم ادامه دهیم،
02:42
where output goes up over time,
و در حالی که کیفیت محصولات تولیدی ما بالاتر و بالاتر می‌رود،
02:46
while at the same time, prices go down,
قیمت ها پایین تر و پایین تر می‌آیند،
02:49
and volume and quality just continue to explode.
و حجم تولیدات و کیفیت آن ها به صورت باورنکردنی افزایش پیدا خواهد کرد.
02:52
Now, some people look at this and talk about
اما بعضی ها به این روند نگاه می کنند و چیزی که از آن برداشت می‌کنند،
02:56
shallow materialism,
یک نوع ماده گرایی بدون عمق هست،
02:58
but that's absolutely the wrong way to look at it.
اما این دیدگاه مطمئناً اشتباه است.
03:00
This is abundance, which is exactly
در حال حاضر ما در وفور محصولات هستیم،
03:02
what we want our economic system to provide.
و این دقیقاً چیزی است که سیستم اقتصادی ما برای پیشرفت نیاز دارد.
03:05
The second reason that the new machine age
دلیل دومی که عصر ماشینی جدید اتفاق خوبی است،
03:08
is such great news is that, once the androids
این است که وقتی که برنامه های آندروید شروع به انجام کار ها کنند،
03:11
start doing jobs, we don't have to do them anymore,
ما دیگر نیازی به انجام آن کار ها نداریم،
03:14
and we get freed up from drudgery and toil.
و ما از زحمت انجام این کار ها راحت می‌شویم.
03:17
Now, when I talk about this with my friends
اما، وقتی درباره ی این موضوعات با دوستانم در دانشگاه "کمبریج" و شرکت "سیلیکون ولی" صحبت می کنم، آن ها می‌گویند،
03:21
in Cambridge and Silicon Valley, they say,
اما، وقتی درباره ی این موضوعات با دوستانم در دانشگاه "کمبریج" و شرکت "سیلیکون ولی" صحبت می کنم، آن ها می‌گویند،
03:23
"Fantastic. No more drudgery, no more toil.
"عالیه. دیگر نه زحمتی وجود دارد، و نه کار سختی.
03:25
This gives us the chance to imagine
این شرایط به ما موقعیتی می دهد تا جامعه ی کاملاً متفاوتی بسازیم،
03:27
an entirely different kind of society,
این شرایط به ما موقعیتی می دهد تا جامعه ی کاملاً متفاوتی بسازیم،
03:29
a society where the creators and the discoverers
جامعه ای که در آن پدید آورندگان و کاشفان
03:32
and the performers and the innovators
و مجریان طرح و مبتکران
03:35
come together with their patrons and their financiers
با مشتریان و سرمایه گذاران خود گرد هم جمع شده اند،
03:36
to talk about issues, entertain, enlighten,
تا در باره ی مسائل، علایق و جزئیات مربوط به طرح صحبت کنند،
03:40
provoke each other."
و یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند."
03:43
It's a society really, that looks a lot like the TED Conference.
این جامعه ی آرمانی، بسیار شبیه به سخنرانی های TED است.
03:45
And there's actually a huge amount of truth here.
و این مبحث مفاهیم عمیق تری نیز در پشت خود دارد.
03:49
We are seeing an amazing flourishing taking place.
ما می بینیم که یک شکوفایی شگفت انگیز رخ می دهد.
03:52
In a world where it is just about as easy
در دنیایی که درست کردن یک وسیله به راحتی رونویسی از یک صفحه است،
03:55
to generate an object as it is to print a document,
در دنیایی که درست کردن یک وسیله به راحتی رونویسی از یک صفحه است،
03:57
we have amazing new possibilities.
مسلماً ما امکانات شگفت انگیز جدیدی خواهیم داشت.
04:00
The people who used to be craftsmen and hobbyists
کسانی که پیش از این صنعتگر بودند یا کاری را به صورت تفریحی انجام می دادند،
04:02
are now makers, and they're responsible
از این پس ایده پردازان جدید هستند، و آن ها مسئول هزاران ایده ی جدید خواهند بود.
04:06
for massive amounts of innovation.
از این پس ایده پردازان جدید هستند، و آن ها مسئول هزاران ایده ی جدید خواهند بود.
04:08
And artists who were formerly constrained
و هنرمندانی که پیش از این در محدودیت قرار داشتند
04:10
can now do things that were never, ever possible
بعد از این می توانند کارهایی را انجام دهند که پیش از این غیر ممکن بوده است.
04:13
for them before.
بعد از این می توانند کارهایی را انجام دهند که پیش از این غیر ممکن بوده است.
04:16
So this is a time of great flourishing,
این دوره، دوره ی شکوفایی بزرگ است،
04:18
and the more I look around, the more convinced I become
و هر چقدر به دور و بر خودم نگاه می کنم، بیشتر متقاعد می شوم
04:20
that this quote, from the physicist Freeman Dyson,
که این جمله ی معروف از فریمن دیسونِ فیزیکدان،
04:23
is not hyperbole at all.
چندان هم بی ربط نیست.
04:26
This is just a plain statement of the facts.
این تنها بیان ساده ی حقیقت است.
04:28
We are in the middle of an astonishing period.
ما در یک دوره ی فوق العاده هستیم.
04:31
["Technology is a gift of God. After the gift of life it is perhaps the greatest of God's gifts. It is the mother of civilizations, of arts and of sciences." — Freeman Dyson]
["تکنولوژی هدیه‌ی خداوند است. بعد از هدیه زندگی، شاید این بزرگ ترین هدیه‌ی خداوند است. تکنولوژی مادر تمدن، هنر و دانش است." -- فریمن دایسون]
04:32
Which brings up another great question:
که این جمله سؤال بزرگتری را در پی خود دارد:
04:33
What could possibly go wrong in this new machine age?
چه اتفاق نامطلوبی ممکن است در این عصر ماشینی جدید رخ دهد؟
04:36
Right? Great, hang up, flourish, go home.
درسته؟ خوبه، این روند را متوقف کنید، شکوفا شوید، بروید به خانه تان.
04:39
We're going to face two really thorny sets of challenges
ما هر قدر در دوره ای که با دستان خود می سازیم پیش می رویم،
04:42
as we head deeper into the future that we're creating.
با دو چالش عمده و اساسی رو به رو می شویم.
04:45
The first are economic, and they're really nicely summarized
اولین چالش اقتصادی است، که به طور خیلی خلاصه
04:48
in an apocryphal story about a back-and-forth
در یک داستان جعلی درباره ی یک بحث بین هنری فورد دوم
04:51
between Henry Ford II and Walter Reuther,
و والتر روتر خلاصه شده است،
04:54
who was the head of the auto workers union.
کسی که ریاست اتحادیه ی خودروسازان را بر عهده داشت.
04:57
They were touring one of the new modern factories,
آن ها داشتند یکی از کارخانه های به روزِ جدید را نشان می دادند،
05:00
and Ford playfully turns to Reuther and says,
و هنری فورد با تمسخر به روتر نگاه کرد و گفت،
05:02
"Hey Walter, how are you going to get these robots
"هی والتر، چطور می خواهی از این روبات ها حق عضویت در اتحادیه بگیری؟"
05:05
to pay union dues?"
"هی والتر، چطور می خواهی از این روبات ها حق عضویت در اتحادیه بگیری؟"
05:07
And Reuther shoots back, "Hey Henry,
و روتر جواب داد، " هی هنری،
05:09
how are you going to get them to buy cars?"
چطور می خواهی به این روبات ها خودرو بفروشی؟"
05:11
Reuther's problem in that anecdote
مشکل روتر در این داستان،
05:15
is that it is tough to offer your labor to an economy
این است که پیشنهاد کار خدماتی شما به یک سیستم اقتصادی
05:18
that's full of machines,
که تماماً با روبات ها کار می‌کند خیلی سخت است،
05:22
and we see this very clearly in the statistics.
و ما این نتیجه را در آمارهای مختلف می‌بینیم.
05:24
If you look over the past couple decades
اگر شما به وضعیت اقتصادی و سود شرکت ها در چند دهه ی اخیر نگاه کنید،
05:26
at the returns to capital -- in other words, corporate profits --
اگر شما به وضعیت سرمایه داران، یا سوددهی شرکت ها در چند دهه ی اخیر نگاه کنید،
05:29
we see them going up,
می‌بینید که شرایط بهتر شده است،
05:32
and we see that they're now at an all-time high.
و می‌بینیم که در مقایسه با سایر زمان ها در بهترین حالت قرار دارند.
05:34
If we look at the returns to labor, in other words
اما اگر به وضعیت کارگری، یا کل حقوق پرداخت شده در این سیستم اقتصادی نگاه کنید،
05:36
total wages paid out in the economy,
اما اگر به وضعیت کارگری، یا کل حقوق پرداخت شده در این سیستم اقتصادی نگاه کنید،
05:39
we see them at an all-time low
می‌بینیم که در مقایسه با سایر زمان ها در بدترین وضعیت قرار دارد،
05:41
and heading very quickly in the opposite direction.
و به سرعت دارد سقوط می‌کند.
05:43
So this is clearly bad news for Reuther.
و این مسلماً خبر بسیار بدی برای روتر است.
05:46
It looks like it might be great news for Ford,
شاید این خبر خیلی خوبی برای فورد به نظر برسد،
05:48
but it's actually not. If you want to sell
اما در حقیقت این طور نیست.
05:52
huge volumes of somewhat expensive goods to people,
اگر می‌خواهید حجم زیادی از اجناس گران قیمت را به مردم بفروشید،
05:54
you really want a large, stable, prosperous middle class.
به یک طبقه ی پر جمعیت متوسط، و در رفاه نیاز دارید.
05:57
We have had one of those in America
ما چنین طبقه ای را پیش از جنگ جهانی در آمریکا داشته ایم.
06:01
for just about the entire postwar period.
ما چنین طبقه ای را پیش از جنگ جهانی در آمریکا داشته‌ایم.
06:03
But the middle class is clearly under huge threat right now.
اما حجم طبقه‌ی متوسط ما به سرعت کمتر و کمتر می‌شود.
06:06
We all know a lot of the statistics,
همه‌ی ما مطمئناً در مورد آمار های مختلف می‌دانیم،
06:10
but just to repeat one of them,
اما می‌خواهم یکی از آن ها را بازخوانی کنم،
06:12
median income in America has actually gone down
میانگین حقوق پرداختی در آمریکا در طی ۱۵ سال اخیر سیر نزولی داشته است،
06:14
over the past 15 years,
میانگین حقوق پرداختی در آمریکا در طی ۱۵ سال اخیر سیر نزولی داشته است،
06:17
and we're in danger of getting trapped
و ما داریم در نوعی چرخه‌ی نفرین شده به دام می‌افتیم،
06:18
in some vicious cycle where inequality and polarization
که نابرابری و قطبی شدن جامعه به دو طبقه‌ی مرفه و فقیر،
06:20
continue to go up over time.
در طول زمان بیشتر و بیشتر می شود.
06:24
The societal challenges that come along
باید به چالش هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد و به نابرابری‌هایی در جامعه منجر می‌شود توجه بیشتری شود.
06:27
with that kind of inequality deserve some attention.
باید به چالش هایی که در جامعه اتفاق می‌افتد و به نابرابری‌هایی در جامعه منجر می‌شود توجه بیشتری شود.
06:30
There are a set of societal challenges
چالش‌هایی در جامعه وجود دارند
06:32
that I'm actually not that worried about,
که من آن قدر‌ها هم در مورد آن ها نگران نیستم،
06:34
and they're captured by images like this.
این چالش‌ها را در تصاویری مانند این می توان دید.
06:36
This is not the kind of societal problem
اما این مشکلات جامعه نیست که من را نگران می‌کند.
06:38
that I am concerned about.
اما این مشکلات جامعه نیست که من را نگران می‌کند.
06:40
There is no shortage of dystopian visions
دیدگاه های منفی درباره ی اتفاقاتی که بعد از هوشمند شدن روبات‌های ما رخ می‌دهند،
06:42
about what happens when our machines become self-aware,
دیدگاه های منفی درباره ی اتفاقاتی که بعد از هوشمند شدن روبات‌های ما رخ می‌دهند،
06:45
and they decide to rise up and coordinate attacks against us.
و این که در آینده آن ها برعلیه ما شورش خواهند کرد فراوان است.
06:48
I'm going to start worrying about those
من کم کم دارم از روزی می ترسم که کامپیوتر من از وجود پرینترم آگاه شود.
06:51
the day my computer becomes aware of my printer.
من کم کم دارم از روزی می ترسم که کامپیوتر من از وجود پرینترم آگاه شود.
06:53
(Laughter) (Applause)
(خنده ی حاضرین) (تشویق حاضرین)
06:56
So this is not the set of challenges we really need to worry about.
بنابراین این چالشی نیست که ما به طور جدی با آن برخورد کنیم.
07:00
To tell you the kinds of societal challenges
در رابطه با چالش های جامعه که در دوره ی ماشینی جدید اتفاق خواهند افتاد،
07:03
that are going to come up in the new machine age,
در رابطه با چالش های جامعه که در دوره ی ماشینی جدید اتفاق خواهند افتاد،
07:06
I want to tell a story about two stereotypical American workers.
می خواهم داستانی در رابطه با دو کارگر معمولی آمریکایی تعریف کنم.
07:08
And to make them really stereotypical,
و برای این که آن ها را واقعاً معمولی جلوه دهم،
07:12
let's make them both white guys.
فرض کنیم هردوی آن ها سفیدپوست هستند.
07:13
And the first one is a college-educated
اولین کارگر یک کارمند تحصیل کرده،
07:15
professional, creative type, manager,
حرفه ای، مبتکر، مدبّر،
07:19
engineer, doctor, lawyer, that kind of worker.
مهندس، دکتر و حقوقدان است.
07:22
We're going to call him "Ted."
اسمش را می گذاریم "تد".
07:25
He's at the top of the American middle class.
او یکی از برترین افراد در طبقه ی متوسط آمریکایی است.
07:28
His counterpart is not college-educated
در طرف دیگر، کارگر دیگر تحصیلات بسیار پایینی دارد
07:30
and works as a laborer, works as a clerk,
و به عنوان یک کارگر یا منشی کار می کند،
07:33
does low-level white collar or blue collar work in the economy.
و کار های سطح پایینی که یک کارگر در اقتصاد انجام م‌ دهد، شغل او است.
07:36
We're going to call that guy "Bill."
اسم او را می گذاریم "بیل".
07:39
And if you go back about 50 years,
و اگر شما ۵۰ سال به عقب برگردید،
07:41
Bill and Ted were leading remarkably similar lives.
بیل و تد پیش از این زندگی های بسیار مشابهی داشتند.
07:44
For example, in 1960 they were both very likely
به طور مثال، در سال ۱۹۶۰، هر دوی آن ها کار های تمام وقت داشتند،
07:47
to have full-time jobs, working at least 40 hours a week.
و به طور متوسط ۴۰ ساعت درهفته کار می‌کردند.
07:50
But as the social researcher Charles Murray has documented,
اما همان طور که "چارلز موری" محقق نشان داده است،
07:53
as we started to automate the economy,
با ماشینی کردن سیستم اقتصادی،
07:57
and 1960 is just about when computers started to be used by businesses,
و شروع استفاده کردن از کامپیوتر ها در تجارت از سال ۱۹۶۰ به بعد،
07:59
as we started to progressively inject technology
و شروع روزافزون وارد کردن تکنولوژی و سیستم های روبوتیک و دیجیتالی در اقتصاد،
08:04
and automation and digital stuff into the economy,
و شروع روزافزون وارد کردن تکنولوژی و سیستم های روبوتیک و دیجیتالی در اقتصاد،
08:07
the fortunes of Bill and Ted diverged a lot.
وضعیت اقتصادی بیل و تد خیلی از هم فاصله گرفت.
08:09
Over this time frame, Ted has continued
در طی این مدت،
08:12
to hold a full-time job. Bill hasn't.
تد همچنان یک کار تمام مدت داشته است. اما بیل نه.
08:14
In many cases, Bill has left the economy entirely,
در بعضی موارد، سیستم اقتصادی بیل را به طور کامل کنار گذاشت،
08:17
and Ted very rarely has.
اما برای تد به ندرت چنین اتفاقی می‌افتد.
08:21
Over time, Ted's marriage has stayed quite happy.
در این دوره، شرایط خانوادگی تد کاملاً رو به راه بوده است.
08:24
Bill's hasn't.
اما در مورد بیل این حرف را نمی‌توان زد.
08:27
And Ted's kids have grown up in a two-parent home,
و فرزندان تد می‌توانند او را در طول سال در خانه ببینند،
08:29
while Bill's absolutely have not over time.
در حالی که بیل بیشتر مواقع برای کار مجبور است به شهر دیگری برود.
08:32
Other ways that Bill is dropping out of society?
آیا مسیر دیگری باقی مانده است تا بیل را از جامعه حذف کنیم؟
08:35
He's decreased his voting in presidential elections,
او به ندرت در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می‌کند،
08:38
and he's started to go to prison a lot more often.
و گاهی اوقات به زندان انداخته شده است.
08:41
So I cannot tell a happy story about these social trends,
بنابراین نمی توانیم بگوییم که در جامعه اوضاع بهتر می‌شود،
08:45
and they don't show any signs of reversing themselves.
و دولت و اقتصاد هم به هیچ عنوان حتی وانمود نمی کنند که می خواهند این روند را برعکس کنند.
08:49
They're also true no matter which ethnic group
حتی اهمیتی ندارد که مردمی که این دو نفر در میان آنها زندگی می‌کنند،
08:52
or demographic group we look at,
چه قومیت یا چه دیدگاه سیاسی دارند،
08:55
and they're actually getting so severe
و در نتیجه ی این اتفاقات نارضایتی آن ها کم کم بیشتر می‌شود،
08:57
that they're in danger of overwhelming
و زندگی آنها در اثر تغییرات ناگهانی و خارق العاده ای که در حقوق شهروندی به وجود آورده ایم در خطر می‌افتد.
08:59
even the amazing progress we made with the Civil Rights Movement.
و زندگی آنها در اثر تغییرات ناگهانی و خارق العاده ای که در حقوق شهروندی به وجود آورده ایم در خطر می‌افتد.
09:00
And what my friends in Silicon Valley
و دوستان من در سیلیکون ولی (منطقه‌ای در کالیفرنیا که شرکتهای بزرگ کامیوتری در آن شکل گرفتند)
09:04
and Cambridge are overlooking is that they're Ted.
و دانشگاه کمبریج شرایطی مانند تدِ داستان ما دارند.
09:07
They're living these amazingly busy, productive lives,
آن ها زندگی پر مشغله و مفیدی دارند،
09:12
and they've got all the benefits to show from that,
و البته از مزایای آن هم برخوردار می‌شوند،
09:15
while Bill is leading a very different life.
در حالی که بیل در وضعیت کاملاً بدی به سر می‌برد.
09:18
They're actually both proof of how right Voltaire was
هر دوی آن ها تأیید کننده ی این حرف ولتر
09:20
when he talked about the benefits of work,
در مورد خوبی هایی که در کار وجود دارد
09:22
and the fact that it saves us from not one but three great evils.
و این حقیقت که کار ما را از سه شر بزرگ حفظ می‌کند، هستند.
09:25
["Work saves a man from three great evils: boredom, vice and need." — Voltaire]
["کار انسان را از سه شر بزرگ حفظ می‌کند: کسالت، فساد و نیاز." - ولتر]
09:28
So with these challenges, what do we do about them?
با این چالش هایی که در پیش روی ما وجود دارد، چه کار باید کرد؟
09:29
The economic playbook is surprisingly clear,
استراتژی اقتصادی ناگهان بی پرده و رک و بی رحم شده است.
09:32
surprisingly straightforward, in the short term especially.
استراتژی اقتصادی ناگهان بی پرده و رک و بی رحم شده است.
09:35
The robots are not going to take all of our jobs in the next year or two,
روبات ها در یک یا دو سال آینده تمام شغل‌های ما را نخواهند گرفت،
09:38
so the classic Econ 101 playbook is going to work just fine:
استراتژی ایکون ۱۰۱ در این شرایط به خوبی جواب می دهد:
09:41
Encourage entrepreneurship,
از کارآفرینی استقبال کنید،
09:46
double down on infrastructure,
زیربنا های اقتصادی را دو برابر کنید،
09:48
and make sure we're turning out people
و مطمئن شوید که مردم ما به جای مشغول شدن به سیستم آموزشی
09:50
from our educational system with the appropriate skills.
مهارت‌های مورد نیاز را می‌آموزند.
09:52
But over the longer term, if we are moving into an economy
اما اگر در دوره ی طولانی تری، اقتصادی بسازیم
09:55
that's heavy on technology and light on labor,
که بیشتر با تکنولوژی کار می‌کند و کمتر به نیروی کارگر ها وابسته است،
09:58
and we are, then we have to consider
باید یک سری اقدامات بزرگ در این سیستم انجام دهیم،
10:01
some more radical interventions,
باید یک سری اقدامات بزرگ در این سیستم انجام دهیم،
10:04
for example, something like a guaranteed minimum income.
به طور مثال، قانونی مثل پرداخت حداقل حقوق تضمینی به همه.
10:05
Now, that's probably making some folk in this room uncomfortable,
شاید این ایده به مذاق بعضی از شما خوش نیاید،
10:09
because that idea is associated with the extreme left wing
زیرا این ایده به طور افراطی سوسیالیستی است،
10:12
and with fairly radical schemes for redistributing wealth.
و مضامین افراطی در زمینه ی توزیع عادلانه ی ثروت دارد.
10:16
I did a little bit of research on this notion,
من تحقیق کوچکی درباره ی این مفهوم انجام داده ام،
10:19
and it might calm some folk down to know that
و ممکن است خیال بعضی ها از بابت
10:21
the idea of a net guaranteed minimum income
ایده ی پرداخت یک حداقل حقوق تضمین شده راحت شوند،
10:24
has been championed by those frothing-at-the-mouth socialists
وقتی بفهمند این ایده توسط سوسیالیست های دو آتشه تأیید شده است:
10:26
Friedrich Hayek, Richard Nixon and Milton Friedman.
فردریک هایک، ریچارد نیکسون و میلتون فریدمن.
10:30
And if you find yourself worried
و اگر شما می ترسید که پرداخت یک حقوق ثابت تضمینی
10:35
that something like a guaranteed income
و اگر شما می ترسید که پرداخت یک حقوق ثابت تضمینی
10:37
is going to stifle our drive to succeed
شما را از موفقیت باز دارد
10:40
and make us kind of complacent,
و دچار سستی کند،
10:42
you might be interested to know that social mobility,
بهتر است بدانید که تحرک در جامعه
10:44
one of the things we really pride ourselves on in the United States,
که یکی از چیز هایی است که ما در ایالات متحده به آن افتخار می‌کنیم،
10:47
is now lower than it is in the northern European countries
در حال حاضر حتی کمتر از کشور های اروپای شمالی
10:50
that have these very generous social safety nets.
که این سیستم سخاوتمندانه‌ی امنیت اجتماعی را دارند می‌باشد.
10:53
So the economic playbook is actually pretty straightforward.
استراتژی اقتصادی خیلی بی رحم شده است.
10:56
The societal one is a lot more challenging.
استراتژی جامعه از آن نیز چالش برانگیز تر است.
10:59
I don't know what the playbook is
من نمی دانم چه استراتژی می‌تواند کمک کند تا بیل مشغول به کار شود،
11:02
for getting Bill to engage and stay engaged throughout life.
و در طول زندگی اش بی کار نشود.
11:04
I do know that education is a huge part of it.
می‌دانم که تحصیلات بخش بزرگی از آن است.
11:08
I witnessed this firsthand.
من به شخصه شاهد این بخش بوده ام.
11:11
I was a Montessori kid for the first few years of my education,
من وقتی بچه بودم در چند سال اول تحصیلم در مونتسری زندگی می‌کردم،
11:12
and what that education taught me
و چیزی که از دوران تحصیلم یاد گرفتم،
11:16
is that the world is an interesting place
این بود که جهان جای جالبی است
11:18
and my job is to go explore it.
و کار من گشتن آن است.
11:20
The school stopped in third grade,
مدرسه در سال سوم تحصیل من تعطیل شد،
11:22
so then I entered the public school system,
و من بعد از آن وارد یک مدرسه ی عمومی شدم،
11:24
and it felt like I had been sent to the Gulag.
و این اتفاق مثل این بود که من به گولاگ (اردوگاه کار اجباری در شوروی سابق) فرستاده شوم.
11:26
With the benefit of hindsight, I now know the job
اما حالا می دانم که آن دوره،
11:30
was to prepare me for life as a clerk or a laborer,
برای آماده کردن من برای زندگی کردن به عنوان یک کارگر یا کارمند بود،
11:33
but at the time it felt like the job was to kind of
اما در آن زمان این طور به نظر می‌رسید که با کار کردن
11:36
bore me into some submission with what was going on around me.
دارم به طور کسالت آوری بردگی می‌کنم.
11:38
We have to do better than this.
ما باید عملکرد بهتری داشته باشیم.
11:42
We cannot keep turning out Bills.
ما نمی توانیم افرادی مثل "بیل" را فراموش کنیم.
11:43
So we see some green shoots that things are getting better.
اما ما می‌بینیم که نشانه هایی دیده می شود که اوضاع در حال بهتر شدن است.
11:47
We see technology deeply impacting education
می‌بینیم که تکنولوژی با قدرت تمام تحصیلات را تحت تأثیر قرار می‌دهد
11:49
and engaging people, from our youngest learners
و مردم را درگیر خود می‌کند، از جوان ترین دانش آموزان تا پیر ترین آن ها.
11:52
up to our oldest ones.
و مردم را درگیر خود می‌کند، از جوان ترین دانش آموزان تا پیر ترین آن ها.
11:55
We see very prominent business voices telling us
ما می‌بینیم که شرکت‌های تجاری مشهوری به ما می‌گویند،
11:57
we need to rethink some of the things that we've been holding dear for a while.
که باید در مورد چیزهایی که زمانی برای ما عزیز بوده اند تجدید نظر کنیم.
11:59
And we see very serious and sustained
و ما می‌بینیم تلاش های بسیار جدی و بی نظیر در این باره صورت گرفته است
12:02
and data-driven efforts to understand
و ما می‌بینیم تلاش های بسیار جدی و بی نظیر در این باره صورت گرفته است
12:05
how to intervene in some of the most troubled communities that we have.
تا بفهمیم چگونه می‌توانیم جوامعی را که در بد ترین شرایط قرار دارند بهبود بخشیم.
12:07
So the green shoots are out there.
بنابراین فعالیت‌هایی شروع شد.
12:11
I don't want to pretend for a minute
من نمی‌خواهم وانمود کنم فعالیت‌های ما کافی است.
12:13
that what we have is going to be enough.
من نمی‌خواهم وانمود کنم فعالیت‌های ما کافی است.
12:15
We're facing very tough challenges.
ما با مشکلاتی بسیار جدی دست و پنجه نرم می‌کنیم.
12:17
To give just one example, there are about five million Americans
به طور مثال، حدود پنج میلیون آمریکایی هستند
12:19
who have been unemployed for at least six months.
که در ۶ ماه گذشته را بی کار بوده اند.
12:22
We're not going to fix things for them
اگر ما آن ها را به مونتسری برگردانیم،
12:25
by sending them back to Montessori.
هیچ چیز درست نخواهد شد.
12:26
And my biggest worry is that we're creating a world
و بزرگ ترین دغدغه ی من این است که ما جهانی را خلق می‌کنیم
12:28
where we're going to have glittering technologies
که در آن تکنولوژی های شگفت انگیزی خواهیم داشت
12:31
embedded in kind of a shabby society
که در میان یک جامعه ی فقیر توزیع شده اند
12:33
and supported by an economy that generates inequality
و توسط اقتصادی حمایت می‌شوند که به جای موقعیت، نابرابری می‌آفریند.
12:36
instead of opportunity.
و توسط اقتصادی حمایت می‌شوند که به جای موقعیت، نابرابری می‌آفریند.
12:39
But I actually don't think that's what we're going to do.
اما من فکر نمی کنم که چنین اتفاقی بیفتد.
12:40
I think we're going to do something a lot better
به نظرم ما وضع جامعه را خیلی بهتر از این خواهیم کرد،
12:43
for one very straightforward reason:
به یک دلیل:
12:44
The facts are getting out there.
حقایق در نهایت آشکار خواهند شد.
12:47
The realities of this new machine age
حقایق این عصر ماشینی جدید
12:49
and the change in the economy are becoming more widely known.
و تغییرات به وجود آمده در اقتصاد بیش از پیش آشکار خواهند شد.
12:51
If we wanted to accelerate that process, we could do things
اگر می‌خواهیم این روند را سریع تر کنیم، باید کار هایی از قبیل
12:54
like have our best economists and policymakers
به کار گرفتن بهترین اقتصاد دانان و سیاستمداران انجام دهیم
12:57
play "Jeopardy!" against Watson.
و واتسون را سؤال پیچ کنیم.
13:00
We could send Congress on an autonomous car road trip.
ما می توانیم یک خودروی هوشمند را به مجلس بفرستیم.
13:02
And if we do enough of these kinds of things,
و اگر ما به اندازه ی کافی فعالیت کنیم،
13:05
the awareness is going to sink in that things are going to be different.
آگاهی مردم به حدی خواهد رسید که شرایط را عوض خواهند کرد.
13:07
And then we're off to the races,
و بعد ما بهتر و بهتر خواهیم شد،
13:11
because I don't believe for a second
زیرا من باور نمی‌کنم
13:12
that we have forgotten how to solve tough challenges
که ما فراموش کرده باشیم چگونه مشکلات بزرگ را حل کنیم
13:15
or that we have become too apathetic or hard-hearted to even try.
یا این که آن قدر بی تفاوت یا سنگدل شده باشیم که حتی تلاشی نکنیم.
13:18
I started my talk with quotes from wordsmiths
من سخنرانی خودم را با جملاتی از سخندانان بزرگی
13:22
who were separated by an ocean and a century.
که به وسیله ی اقیانوس ها و قرن ها از هم جدا بودند شروع کردم.
13:24
Let me end it with words from politicians
اجازه دهید آن را با کلماتی از سیاستمدارانی که به همین شکل از هم جدا بودند پایان دهم.
13:27
who were similarly distant.
اجازه دهید آن را با کلماتی از سیاستمدارانی که به همین شکل از هم جدا بودند پایان دهم.
13:29
Winston Churchill came to my home of MIT in 1949,
وینستون چرچیل در سال ۱۹۴۹ به خانه ی من در دانشگاه MIT آمد،
13:31
and he said, "If we are to bring the broad masses
و گفت، "اگر ما بخواهیم حجم زیادی از مردم را
13:34
of the people in every land to the table of abundance,
در سرزمین های مختلف به رفاه برسانیم،
13:37
it can only be by the tireless improvement
این کار تنها با پیشرفت وقفه ناپذیر تولیدات تکنولوژیک ما میسر می‌شود."
13:40
of all of our means of technical production."
این کار تنها با پیشرفت وقفه ناپذیر تولیدات تکنولوژیک ما میسر می‌شود."
13:43
Abraham Lincoln realized there was one other ingredient.
آبراهام لینکلن نیز به یک عامل دیگر اشاره کرد.
13:46
He said, "I am a firm believer in the people.
او گفت، "من مردم را باور دارم.
13:49
If given the truth, they can be depended upon
اگر حقیقت را به آنان بگوییم، آن ها می توانند هر بحران ملی را تحمل کنند.
13:52
to meet any national crisis.
اگر حقیقت را به آنان بگوییم، آن ها می توانند هر بحران ملی را تحمل کنند.
13:54
The great point is to give them the plain facts."
بهترین کار این است که حقیقت را بی پرده به آنان بگوییم."
13:57
So the optimistic note, great point that I want to leave you with
دیدگاه خوش بینانه، و چیزی که می خواهم این سخنرانی را با آن به پایان برسانم
13:59
is that the plain facts of the machine age are becoming clear,
این است که حقایق بی پرده در مورد عصر ماشینی دارند واضح تر و واضح تر می شوند،
14:02
and I have every confidence that we're going to use them
و من ایمان دارم که ما از آن ها استفاده خواهیم کرد
14:06
to chart a good course into the challenging,
تا این مبحث را به چالش بکشیم،
14:08
abundant economy that we're creating.
و اقتصادی را بسازیم که رفاه را به همه تقدیم کند.
14:11
Thank you very much.
سپاسگزارم.
14:14
(Applause)
(تشویق حاضرین)
14:15
Translated by Amirpouya Ghaemiyan
Reviewed by soheila Jafari

▲Back to top

About the Speaker:

Andrew McAfee - Management theorist
Andrew McAfee studies how information technology affects businesses and society.

Why you should listen

Andrew McAfee studies the ways that information technology (IT) affects businesses, business as a whole, and the larger society. His research investigates how IT changes the way companies perform, organize themselves and compete. At a higher level, his work also investigates how computerization affects competition, society, the economy and the workforce.

He's a principal research scientist at the Center for Digital Business at the MIT Sloan School of Management. His books include Enterprise 2.0 and Race Against the Machine (with Erik Brynjolfsson). Read more on his blog.

 

More profile about the speaker
Andrew McAfee | Speaker | TED.com