07:29
TEDxBerkeley

John Koenig: Beautiful new words to describe obscure emotions

جان کوئنیگ: کلمات جدید زیبا برای شرح احساسات مبهم

Filmed:

جان کوئنیگ عاشق این است که کلماتی پبدا کند که احساسات مبهم ما را شرح دهد مثل کلمه "لاکسیزم" ،به معنی "میل به فاجعه" و کلمه "سوندر" به معنی "فهمیدن اینکه زندگی همه به پیچیدگی و ناشناختگی زندگی خودمان است." در این سخنرانی او در رابطه با معنی که ما به کلمات می‌دهیم و چطور این معنی ها به ما محکم می‌چسبند، صحبت می‌کند.

- Writer
John Koenig is writing an original dictionary of made-up words. Full bio

Today I want to talk
about the meaning of words,
امروز میخواهم درباره معنی کلمات
صحبت کنم.
00:13
how we define them
چگونه تعریفشان میکنیم
00:16
and how they, almost as revenge,
و چگونه انها،
تقریبا مثل یک عکس العمل،
00:17
define us.
ما را تعریف میکنند.
00:20
The English language
is a magnificent sponge.
زبان انگلیسی،
مثل یک اسفنجِ عالی است.
00:21
I love the English language.
I'm glad that I speak it.
من عاشق زبان انگلیسی ام و
خوشحالم که به انگلیسی حرف میزنم.
00:24
But for all that, it has a lot of holes.
با این وجود،
نقطه ضعف‌های بسیاری وجود دارد.
00:27
In Greek, there's a word, "lachesism"
در یونانی، کلمه ای هست،
"لاکسیزم"
00:30
which is the hunger for disaster.
به معنی "میل شدید به فاجعه".
00:32
You know, when you see
a thunderstorm on the horizon
میدونید، وقتی شما یک
توقان در افق می‌بینید
00:36
and you just find yourself
rooting for the storm.
و بعد شما خودتان را
پشتیبان طوقان می‌یابید
00:40
In Mandarin, they have a word "yù yī" --
در "ماندرین" کلمه ای دارند
"یو یی" --
00:44
I'm not pronouncing that correctly --
که من آن را درست تلفظ نمی‌کنم --
00:46
which means the longing
to feel intensely again
که به‌ معنی
"دوباره، اشتیاق به احساس شدید به
00:48
the way you did when you were a kid.
روشی که شما در دوران کودکی
انجام می دادید، است."
00:51
In Polish, they have a word "jouska"
در لهستانی کلمه ای هست،
"ژوسکا"
00:55
which is the kind of
hypothetical conversation
که به معنی گونه ای از گفتگو فرضی است
00:58
that you compulsively
play out in your head.
که شما در سر خود به صورت ناخودآگاه
آن‌ها را به وجود می‌آورید.
01:02
And finally, in German,
of course in German,
و در نهایت، در آلمانی،
البته که آلمانی،
01:06
they have a word called "zielschmerz"
کلمه ای دارند
"زِیل اِشمِرتز"
01:09
which is the dread
of getting what you want.
که به معنی،
"وحشت از به دست آوردن چیزیست که میخواهید."
01:12
(Laughter)
(خنده حضار)
01:15
Finally fulfilling a lifelong dream.
در نهایت برای به‌پایان
رساندن یک رویایی طولانی.
01:20
I'm German myself,
so I know exactly what that feels like.
من خودم آلمانی هستم،
پس دقیق می‌دانم که چه حسی دارد.
01:23
Now, I'm not sure
if I would use any of these words
حالا، مطمئن نیستم که کدام یک از
این کلمات را استفاده کنم
01:27
as I go about my day,
در مواجهه با روزم،
01:29
but I'm really glad they exist.
ولی واقعا خوشحالم که وجود دارند.
01:31
But the only reason they exist
is because I made them up.
ولی تمام دلیلی که وجود دارند این است
که من آنها را از خودم درآوردم.
01:33
I am the author of "The Dictionary
of Obscure Sorrows,"
من نویسنده
"لغت نامه غم‌های مبهم" هستم.
01:37
which I've been writing
for the last seven years.
که در هفت سال گذشته آن را می‌نوشته ام.
01:41
And the whole mission of the project
و تمام هدف پروژه این است که
01:44
is to find holes
in the language of emotion
حفره های زبانی برای بیان
احساسات را پیدا کند
01:46
and try to fill them
و تلاش کند که آن ایرادات را برطرف نماید.
01:51
so that we have a way of talking
about all those human peccadilloes
که ما راهی برای صحبت درباره تمام آن
لغزش های انسانی داشته باشیم.
01:52
and quirks of the human condition
و خصوصیات عجیب‌ وغریب وضعیت انسانی
01:56
that we all feel
but may not think to talk about
که همه حس می‌کنیم،
اما شاید نخواهیم درباره اش صحبت کنیم
01:58
because we don't have the words to do it.
چون کلمات (مناسب) را نداریم
که (درباره شان) صحبت کنیم.
02:02
And about halfway through this project,
و تقریبا در اواسط پروژه بودیم که،
02:05
I defined "sonder,"
من کلمه "ساندر" را تعریف کردم،
02:08
the idea that we all think of ourselves
as the main character
این ایده که ما همه فکر می‌کنیم
که خودمان نقش اصلی هستیم،
02:09
and everyone else is just extras.
و بقیه فقط (چیزهایی) اضافه هستند.
02:13
But in reality,
we're all the main character,
و در حقیقت،
ما همه شخصیت اصلی هستیم.
02:15
and you yourself are an extra
in someone else's story.
و خود شما یک شخص اضافه در
داستان شخص دیگری هستید.
02:18
And so as soon as I published that,
و به محض اینکه من آن‌ را منتشر کردم،
02:23
I got a lot of response from people
پاسخ های زیادی از مردم دریافت کردم
02:26
saying, "Thank you for giving voice
to something I had felt all my life
که می‌گفتند: "ممنونم که به چیزی که تمام
عمرم حس می‌کردم ولی
02:28
but there was no word for that."
کلمه ای برای توصیفش نبود، اسم دادی."
02:32
So it made them feel less alone.
پس این کلمه
کمک کرد که کمتر احساس تنهایی کنند.
02:35
That's the power of words,
این قدرت کلمات است،
02:38
to make us feel less alone.
که کاری کند کمتر احساس تنهایی کنیم.
02:40
And it was not long after that
و زمان زیادی بعد آن نبود
02:44
that I started to notice sonder
که من فهمیدم "ساندر"
02:46
being used earnestly
in conversations online,
در گفتگوهای آنلاین (این کلمه)
بصورت جدی استفاده میشود.
02:47
and not long after I actually noticed it,
و مدت کمی بعد از آن بود که عملاً فهمیدم،
02:52
I caught it next to me
in an actual conversation in person.
کنار خودم در یک گفتگو واقعی از شخصی شنیدم.
02:55
There is no stranger feeling
than making up a word
هیچ احساسی عجیب تر از این نیست
که کلمه ای را بسازید
02:58
and then seeing it
take on a mind of its own.
و ببینیدش که در ذهن شخص دیگری
برای خودش باشد.
03:01
I don't have a word
for that yet, but I will.
هنوز کلمه ای برای آن ندارم،
ولی پیدا میکنم.
03:05
(Laughter)
(خنده حضار)
03:07
I'm working on it.
دارم رویش کار میکنم.
03:09
I started to think
about what makes words real,
شروع کردم به فکر کردن
که چه چیز کلمه را واقعی می‌کند،
03:11
because a lot of people ask me,
چون افراد بسیاری از من می‌پرسند،
03:15
the most common thing
I got from people is,
معمول‌ترین چیزی که از مردم گرفتم این بود،
03:17
"Well, are these words made up?
I don't really understand."
"خب،این کلمات من درآوردی است؟
من واقعا نمیفهمم."
03:19
And I didn't really know what to tell them
و من واقعا نمیدونم که چی باید بگویم.
03:22
because once sonder started to take off,
وقتیکه "ساندر" شروع به استفاده شدن کرد،
03:24
who am I to say what words
are real and what aren't.
من کی هستم که بگویم چه کلماتی واقعی هستند
و کدام نیستند.
03:26
And so I sort of felt like Steve Jobs,
who described his epiphany
و من احساسی مانند استیو جابز داشتم
که ظهورش را اینگونه توصیف کرد
03:30
as when he realized that most of us,
as we go through the day,
وقتی فهمید که بیشتر ما،
در طول روز،
03:34
we just try to avoid
bouncing against the walls too much
فقط تلاش میکنیم که زیاد انرژی نگذاریم
03:37
and just sort of get on with things.
و فقط یک جوری با چیزها کنار بیاییم.
03:40
But once you realize that people --
ولی یک دفعه شما میفهمید که آن آدم ها
03:43
that this world was built
by people no smarter than you,
که این دنیا به دست آدم های
باهوش تر از شما ساخته نشده،
03:48
then you can reach out
and touch those walls
میتوانید موانع رو رد کنید
و بهشان دست بزنید
03:52
and even put your hand through them
حتا دستای خودتان را ورا آن بگذارید
03:54
and realize that you have
the power to change it.
و بفهمید که شما قدرت تغییر آن را دارید.
03:55
And when people ask me,
"Are these words real?"
و وقتی مردم از من میپرسند،
"آیا این کلمات واقعی هستند؟"
03:59
I had a variety of answers
that I tried out.
من جواب های مختلفی دارم
که امتحانشان کردم.
04:02
Some of them made sense.
Some of them didn't.
بعضی معنی دارند.
بعضی نه.
04:04
But one of them I tried out was,
اما یکی که امتحان کردم این بود:
04:07
"Well, a word is real
if you want it to be real."
"خب،کلمه واقعی است
وقتی که ما بخواهیم وافعی باشد."
04:08
The way that this path is real
because people wanted it to be there.
همانطورکه این مسیر واقعی است
چون مردم میخواهند آنجا باشد.
04:12
(Laughter)
(خنده حضار)
04:16
It happens on college
campuses all the time.
در دانشکده ها همیشه اتفاق می افتد.
04:18
It's called a "desire path."
به آن "راه مقصود" میگویند.
04:20
(Laughter)
(خنده حضار)
04:21
But then I decided,
what people are really asking
اما بعد تصمیم گرفتم،
آنچه که مردم واقعا میپرسند
04:22
when they're asking if a word is real,
they're really asking,
وقتی که از واقعی بودن یک کلمه میپرسند،
در اصل دارند میپرسند،
04:25
"Well, how many brains
will this give me access to?"
"خب،به چه تعداد ذهن به وسیله این
میتوانم دسترسی پیدا کنم؟"
04:27
Because I think that's
a lot of how we look at language.
چون فکر میکنم این دید
بسیاری از ما به زبان است.
04:33
A word is essentially a key
کلمه اساسا یک کلید است
04:35
that gets us into certain people's heads.
که ما را به ذهن افراد خاصی میبرد.
04:38
And if it gets us into one brain,
و اگر ما را به یک ذهن ببرد،
04:41
it's not really worth it,
واقعا ارزش ندارد،
04:44
not really worth knowing.
ارزش دانستن ندارد.
04:46
Two brains, eh, it depends on who it is.
دو ذهن، بستگی دارد که چه‌کسی باشند.
04:47
A million brains, OK, now we're talking.
یک میلیون ذهن، خب الان داریم صحبت میکنیم.
04:49
And so a real word is one that gets you
access to as many brains as you can.
و خب کلمه واقعی آنیست که به
تعداد زیادی از ذهن‌ها به وسیله‌اش دسترسی پیدا کنید.
04:52
That's what makes it worth knowing.
این چیزیست که آن را
برای دانستن ارزشمند میکند.
04:59
Incidentally, the realest word of all
by this measure is this.
واقعی ترین کلمه با تعریف فوق این است:
05:02
[O.K.]
[اُکِی]
05:06
That's it.
این است.
05:08
The realest word we have.
واقعی‌ترین کلمه ای که داریم.
05:09
That is the closest thing we have
to a master key.
این نزدیک ترین چیزی است
که به شاه کلید داریم.
05:11
That's the most commonly
understood word in the world,
این معمول ترین کلمه‌ای است
که در دنیا فهمیده میشود،
05:13
no matter where you are.
مهم نیست کجا باشید.
05:16
The problem with that is,
مشکل آن این است،
05:17
no one seems to know
what those two letters stand for.
که به نظر میرسد هیچکس نداند،
که این دوحرف نشانه چیست.
05:18
(Laughter)
(خنده حضار)
05:21
Which is kind of weird, right?
که عجیب است،درسته؟
05:23
I mean, it could be a misspelling
of "all correct," I guess,
حدس میزنم ممکنه نوشتار غلطی
از"all correct" باشد
05:26
or "old kinderhook."
یا "old kinderhook"
05:29
No one really seems to know,
but the fact that it doesn't matter
هیچکس به نظر نمی‌آید بداند،
اما حقیقت اینکه، مهم نیست
05:30
says something about
how we add meaning to words.
درمورد چگونگی معنی دادن کلمات،
صحبت بکنیم.
05:34
The meaning is not
in the words themselves.
معنی در خود کلمات نیست.
05:38
We're the ones
that pour ourselves into it.
ما خودمان به آنها معنی می‌دهیم.
05:41
And I think, when we're all searching
for meaning in our lives,
و فکر میکنم، وقتی که دنبال معنی در
زندگیمان هستیم،
05:45
and searching for the meaning of life,
و دنبال معنی زندگی،
05:50
I think words have
something to do with that.
فکر میکنم کلمات به آن مربوط هستند.
05:51
And I think if you're looking
for the meaning of something,
و فکر میکنم اگر دنبال معنی چیزی هستید،
05:56
the dictionary is a decent place to start.
لغت نامه جای مناسبی برای شروع است.
05:58
It brings a sense of order
ایجاد حس نظم میکند
06:01
to a very chaotic universe.
در کائنات بی نظم.
06:04
Our view of things is so limited
دید ما به چیزها بسیار محدود است
06:06
that we have to come up
with patterns and shorthands
پس باید از طرح‌ها و کوتاه نویسی کمک بگیریم
06:09
and try to figure out
a way to interpret it
و تلاش کنیم تا راهی برای تفسیر آن
پیدا کنیم.
06:12
and be able to get on with our day.
و بتوانیم در روزمان پیشرفت کنیم.
06:14
We need words to contain us,
to define ourselves.
ما کلماتی را نیاز داریم که ما را در برگیرند،
تا خودمان را شرح دهیم.
06:17
I think a lot of us feel boxed in
و فکر میکنم بسیاری از ما گیر کرده‌ایم
06:21
by how we use these words.
در شیوه استفاده از این کلمات.
06:24
We forget that words are made up.
ما فراموش کردیم که کلمات ساخته شده اند.
06:25
It's not just my words.
All words are made up,
فقط کلمات من نه،
همه کلمات ساخته شده اند،
06:28
but not all of them mean something.
ولی همه معنی نمی‌دهند.
06:31
We're all just sort of
trapped in our own lexicons
ما به گونه ای در واژگان‌مان گیر افتاده‌ایم
06:33
that don't necessarily correlate
with people who aren't already like us,
آن الزاما ما را با افرادی که شبیه ما
نیستند، مرتبط نمیکند.
06:38
and so I think I feel us drifting apart
a little more every year,
و خب فکر میکنم که ما داریم از
هم دور میشویم هرسال بیشتر (از سال قبل) ،
06:42
the more seriously we take words.
هرچقدر که کلمات را بیشتر جدی بگیریم.
06:47
Because remember, words are not real.
چون یادتان باشد، کلمات واقعی نیستند.
06:51
They don't have meaning. We do.
آنها معنی ندارند، ما داریم.
06:55
And I'd like to leave you with a reading
و میخواهم با خواندن نوشته‌ای
سخنرانی را به‌پایان برسانم
06:58
from one of my favorite philosophers,
از یکی از فیلسوف‌های محبوبم،
07:01
Bill Watterson, who created
"Calvin and Hobbes."
بیل واترسن که "(کمیک های داستانی) کالوین و هابز" را ساخته است
07:04
He said,
او گفت،
07:06
"Creating a life that reflects
your values and satisfies your soul
ساختن زندگی ای که ارزش های شما را
انعکاس دهد و روحتان را راضی کند
07:09
is a rare achievement.
یک دستاورد نادری است.
07:12
To invent your own life's meaning
اختراع معنی زندگی برای خودتان
07:14
is not easy,
آسان نیست،
07:17
but it is still allowed,
ولی هنوز اجازه داده شده،
07:18
and I think you'll be
happier for the trouble."
و فکر میکنم با این مشکل
خوشحال‌تر خواهید بود"
07:20
Thank you.
ممنون.
07:23
(Applause)
(تشویق)
07:24
Translated by Mahdieh Hadian Rasanani
Reviewed by nima pourreza

▲Back to top

About the Speaker:

John Koenig - Writer
John Koenig is writing an original dictionary of made-up words.

Why you should listen

John Koenig has spent the last seven years writing an original dictionary of made-up words, The Dictionary of Obscure Sorrows, which fills gaps in the language with hundreds of new terms for emotions. This project seeks to restore sadness to its original meaning (from Latin satis, "fullness") by defining moments of melancholy that we may all feel, but never think to mention -- deepening our understanding of each other by broadening the emotional palette, from avenoir, "the desire to see memories in advance," to zenosyne, "the sense that time keeps going faster."

Each entry is a collage of word roots borrowed from languages all around the world. Some entries are even beginning to enter the language outright:

sonder n. The realization that each random passerby is living a life as vivid and complex as your own -- populated with their own ambitions, friends, routines, worries and inherited craziness -- an epic story that continues invisibly around you like an anthill sprawling deep underground, with elaborate passageways to thousands of other lives that you'll never know existed, in which you might appear only once, as an extra sipping coffee in the background, as a blur of traffic passing on the highway, as a lighted window at dusk.

His original YouTube series, The Dictionary of Obscure Sorrows, which he writes, edits and narrates himself, has drawn acclaim from John Green and Beyoncé to Michael from Vsauce. "Each episode is a soothing meditation on its subject, fortified by a hypnotic soundtrack and Koenig’s twistingly intelligent narration," writes The Daily Dot.

He currently works as a freelance video editor, voice actor, graphic designer, illustrator, photographer, director and writer. His writing has been published in countless tattoos, stories, song titles and band names, but never on paper -- though he is currently working on publishing a book adaptation. Originally from Minnesota and Geneva, Switzerland, John lives in Budapest with his wife.

More profile about the speaker
John Koenig | Speaker | TED.com